خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۳۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای رخ تو بهار و گلشن منهمچو جانست عشق در تن من
۲
راست چون زلف تو بود تاریکبی رخ تو جهان روشن من
۳
همچو خورشید و ماه در تابدعشق تو هر شبی ز روزن من
۴
دست تو طوق گردن دگریغم عشق تو طوق گردن من
صفحهٔ ۱ از ۳