خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۵۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو که بر خار تحمل نتوانی رفتنقدمی راه توکل نتوانی رفتن
۲
منعم از مو ره این مرحله باریک تر استتو باین عرض تجمل نتوانی رفتن!
۳
اولین گام ره عشق، بر آتش زدن استتو باین فکر و تأمل نتوانی رفتن
۴
چشمه های پل این آب، ز موج خطر استبا گرانجانی ازین پل نتوانی رفتن
صفحهٔ ۱ از ۲