خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۵۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز شمع فیض تاریکی است، قانع را سرا روشنچراغ دولت است از سایه بال هما روشن
۲
اگر خواهد خدا کارت بدست دشمنان سازدبزور باد میگردد چراغ آسیا روشن
۳
درین پیری که با این چشم باید فکر خود دیدنره اندیشه رفتن کن از شمع عصا روشن
۴
چراغ راه احسانت رنگ خجلت حاجتچو روی مفلسی بیند، شود چشم شما روشن
صفحهٔ ۱ از ۳