خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۵۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خویش را آزاد خواهی، صید دام دوست کناز غم عالم بخر خود را، غلام دوست کن
۲
چون به مجلس پا گذاری، اول از روی ادبدست رد بر سینه خود نه، سلام دوست کن
۳
هر دو عالم را اگر زیر نگین خواهد کسیگو برو نقش نگین دل بنام دوست کن
۴
تخت دل را تکیه گاه شوکت یادش بسازبر دو عالم سروری از احتشام دوست کن
صفحهٔ ۱ از ۲