شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۵۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از آنم کم، که گویم شکر احسان زیاد توهمینم بس که گاهی میکشم آهی بیاد تو
۲
تویی شاه من و، امید گاه من، پناه منمنم مست تو، هشیار تو، غمگین تو، شاد تو
۳
جوانبختان عشقت، فارغند از محنت پیریبود در کیسه هر عمری، که گردد صرف یاد تو
۴
ز هرکس کام دل جستم، ندیدم غیر ناکامیتو کام ما بده یارب، که باشد داد داد تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth