خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۵۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دنیا طلب، به دنیا، دل بین چگونه دادهدل داده است، بس نیست، جان هم به سر نهاده
۲
زاهد برای دنیا، کرده است ترک دنیاآیینه از پی نقش، از نقش گشته ساده
۳
وحشت ز خلق عالم، سرمایه سرور استدر شهر نیست صحرا، ز آنست روگشاده
۴
فیض از شکستگان جو، ز آن رو که شخ کماناندارند زور بازو، از همت کباده
صفحهٔ ۱ از ۴