خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۵۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یارب ز کهنه دیر جهان، وحشتم بدهوز مور و مار شور و شرش، نفرتم بده
۲
از بهر گور، حسرت حسن عمل بس استبر دولت جهان دل بی حسرتم بده
۳
افگنده نفس، در گل و لای علایقمتا آردم برون دل پر قوتم بده
۴
مرد آزماست معرکه نفس و، من ضعیفیارب بر این عدوی قوی، نصرتم بده
صفحهٔ ۱ از ۵