شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۵۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی سجده درگاه تو، نبود سر خاریبی خاک درت، نیست رخ هیچ غباری
۲
هر صرصری، از خاک درت، سرمه فروشیهر گلبنی، از برگ گلی، آینه داری
۳
جویای تو تنها نه سحاب است، که باشدهر قطره باران برهت برق سواری
۴
از ذکر تو غافل نشود هیچ جمادیتسبیح بود، در کف هر سنگ شراری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth