خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۵۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در دلها برویت میگشاید نرم گفتاریکلید خانه آیینه شد صیقل ز همواری
۲
نهادت ذوق راحت بالش نرمی بزیر سرازین غفلت مگر در خواب بینی روی بیداری
۳
چو زاهد در کمند وحدت خود غنچه میگرددبرای صید دلها دانه و دامیست پنداری
۴
دلی کز درد عشق آگاه شد، راحت چه میداند؟نمیگنجد در یک چشم باهم، خواب و بیداری
صفحهٔ ۱ از ۲