خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۵۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم از گرد کلفت، شام دیجور است پنداری!در او یاد جمالت، آتش طور است پنداری!
۲
نظر بر خرمن جمعیت ما همدمان داردجهان تنگ بر ما دیده مور است پنداری
۳
شود پر باد چون از عجب، سوی خویشت بیندنگاه چشم خودبین، نیش زنبور است پنداری!
۴
خموشست و، ازو در هر رگ جانیست فریادیزبان عاشقان مضراب طنبور است پنداری
صفحهٔ ۱ از ۲