خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۵۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به هرجا میفروزی چهره، آتشخانه میسازیبه هر جانب نظر میافگنی، میخانه میسازی
۲
نگار من به رنگ شعله، خشک و تر نمیدانیبهار من، به هرکس میرسی، دیوانه میسازی
۳
نگه میدارد از دور، آتش حسنت اسیران راتو آن شمعی که فانوس از پر پروانه میسازی
۴
به بیداری هم آن، چشم سیه در خواب میباشدمگر احوال بختم، پیش او افسانه میسازی؟!
صفحهٔ ۱ از ۲