شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۶۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با من نگاه او کرد، هر چند پهلوانیآخر بخاکم افتاد، از فیض ناتوانی
۲
از بار دوری آن مهر سپهر خوبیچون ماه نو خمیدم، در اول جوانی
۳
ماند قلم ز تحریر، از کثرت سیاهیطغیان حرف نگذاشت ما را بهمزبانی
۴
دمسردی نصیحت هرچند آورد زورسیلاب اشک گرمم، کی افتد از روانی؟!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth