شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۶۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه دوداست آن ترا بر گرد لب از خط ریحانیگرفتت باغ حسن آتش مگر ز آن لعل رمانی
۲
بیاد خال او تار نگه در دیده ام گرددبگرد مردمک دایم چو زنار سلیمانی
۳
از آن لب گر سخن مشکل برآید، هست حق با اوکه بر آتش زدن از کس نمی آید بآسانی
۴
سبکتر گو نگاه عجز در رخسار او گرددکه آن گلشن عرق بندی شده است از چین پیشانی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth