خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۳۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای چون تو ندیده جم آخر چه جمالست اینوی چون تو به عالم کم آخر چه کمالست این
۲
تو با من و من پویان هر جای ترا جویانای شمع نکورویان آخر چه وصالست این
۳
زان گلبن انسانی هر دم گلی افشانیای میوهٔ روحانی آخر چه نهالست این
۴
در وصف تو عقل و جان چون من شده سرگردانای وهم ز تو حیران آخر چه جمالست این
صفحهٔ ۱ از ۳