شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۳۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای رشک رخ حورا آخر چه جمالست اینوی سرو سمن سیما آخر چه کمالست این
۲
کوشم به وفای تو کوشی به جفای منکس نی که ترا گوید آخر چه خیالست این
۳
نابوده شبی شادان از وصل تو ای جاناندر هجر مرا کشتی آخر چه وبالست این
۴
شد اصل همه شادی ای دوست وصال توای اصل همه شادی آخر چه وصالست این
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth