خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۳۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خنده گریند همی لافزنان بر در توگریه خندند همی سوختگان در بر تو
۲
دل آن روح گسسته که ندارد دل توسر آن حور بریده که ندارد سر تو
۳
گاه دشنام زدن طاقچهٔ گوش مراحقههای شکرین گرد دو تا شکر تو
۴
تا خط تو بدمیدست ز بهر خط توحرف بوسست چو لبهای قلم چاکر تو
صفحهٔ ۱ از ۴