شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۳۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حلقهٔ ارواح بینم گرد حلقهٔ گوش توآفتاب و ماه بینم حامل شبپوش تو
۲
بی‌دلان را نرگس گویای تو خاموش کردعاشقان را کرد گویا پستهٔ خاموش تو
۳
تلخ نو شیرین‌ترست از شهد و شکر وقت کینچون بود هنگام صلح و وصل رویت نوش تو
۴
خواب خرگوش آمد از تو عاشقانت را نصیبزین قبل سخره کند بر شیر و بر خرگوش تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth