خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۳۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای شادی و غم ز صلح و جنگ تووی داد و ستد ز سیم و سنگ تو
۲
ای آفت و راحت شب و روزمچشم و دهن فراخ و تنگ تو
۳
بر نافهٔ مشک و باغ گل دایمحقد و حسدی ز بوی و رنگ تو
۴
عذر تو اگر چه لنگ من پیوستخرسند شدم به عذر لنگ تو
صفحهٔ ۱ از ۲