شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۳۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر خسته دل همی نپسندی بیار روتیمار عاشقی ز رهی باز دار رو
۲
گر من گیاه سبزم و تو ابر نوبهارهل تا گیه بجوشد بر من بهار رو
۳
پس گر به رود جیحون غرقه شوم در آبغرقه بمان مرا تو و کشتی مدار رو
۴
ور من به یاد تو شوم از تشنگی هلاکهل تا شوم هلاک تو آبم میار رو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth