خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۳۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ز آب زندگانی آتشی افروختهواندر او ایمان و کفر عاشقان را سوخته
۲
ای تف عشقت به یک ساعت به چاه انداختههر چه در صد سال عقل ما ز جان اندوخته
۳
ای کمالت کمزنان را صبرها پرداختهوی جمالت مفلسان را کیسهها بردوخته
۴
گه به قهر از جزع مشکین تیغها افراختهگه به لطف از لعل نوشین شمعها افروخته
صفحهٔ ۱ از ۲