خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۳۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای نقاب از روی ماه آویختهصبح را با ماهتاب آمیخته
۲
در خیال عاشقان از زلف و رخصورت حال و محال انگیخته
۳
آسمان خاک بیز از کوی توسالها غربال دولت بیخته
۴
عقل ترسا روح عیسی روی رادر چلیپاهای زلف آویخته
صفحهٔ ۱ از ۲