خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۳۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بردیم باز از مسلمانی زهی کافر بچهکردیم بندی و زندانی زهی کافر بچه
۲
در میان کم زنان اندر صف ارباب عشقهر زمان باز بنشانی زهی کافر بچه
۳
کشتن و خون ریختن در کافرینیست هرگز بی پشیمانی زهی کافر بچه
۴
نیست بر درگاه سلطان هیچکس را دین درستتا تو بر درگاه سلطانی زهی کافر بچه
صفحهٔ ۱ از ۲