شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۳۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای مِهر تو بر سینهٔ من مُهر نهادهای عشق تو از دیدهٔ من آب گشاده
۲
بسته کمرِ بندگیِ تو همه احراراز سر کلهٔ خواجگی و کبر نهاده
۳
دستان دو دست تو به عیوق رسیدهآوازهٔ آواز تو در شهر فتاده
۴
ابدال شکسته همه در راه تو توبهزهاد گرفته همه بر یاد تو باده
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth