خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۳۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از عشق آن دو نرجس وز مهر آن دو لالهبی خواب و بیقرارم چون بر گلت کلاله
۲
خدمت کنم به پیشت همچون صراحی از جانتا برنهی لبم را بر لبت چون پیاله
۳
تا روز ژاله بارد از چشم همچو رودمآری نکو نماید بر روی لاله ژاله
۴
دارم هزار بوسه بر روی و چشم تو منگر میدهی وگرنه بیرون کنم قباله
صفحهٔ ۱ از ۲