شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۴۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در ره‌روی عشق چه میری چه اسیریدر مذهب عاشق چه جوانی و چه پیری
۲
آنجا که گذر کرد بناگه سپه عشقرخها همه زردست و جگرها همه قیری
۳
آزاد کن از تیرگی خویش و غم عشقتا بندهٔ خال تو بود نور اثیری
۴
عالم همه بی‌رنج حقیری ز غم عشقای بی‌خبر از رنج حقیری چه حقیری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth