شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۴۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لؤلؤ خوشاب من از چنگ شد یک‌بارگیلالهٔ سیراب من بی‌رنگ شد یک‌بارگی
۲
دلبری را من به چنگ آورده بودم در جهانای دریغا دلبرم کز چنگ شد یک‌بارگی
۳
جنگ‌ها بودی میان ما و گاهی آشتیآشتی این بار الحق جنگ شد یک‌بارگی
۴
بود نام و ننگ ما را پیش ازین هر جایگاهاین بتر کامروز نامم ننگ شد یک‌بارگی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth