خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۴۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای پسر گونه ز عشقت دست بر سر دارمیگاه عشرت پیش تو بر دست ساغر دارمی
۲
ورنه همچون حلقهٔ در داردی عشقت مرابر امیدت هر زمانی گوش بر در دارمی
۳
نیستی پشتم چو چنبر در غم هجران توگر شبی در گردن تو دست چنبر دارمی
۴
ورنه بر جان و دل من مهربانستی دلتمن ز دست تو به یزدان دستها بردارمی
صفحهٔ ۱ از ۲