خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۴۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو آفت عقل و جان و دینیتو رشک پری و حور عینی
۲
تا چشم تو روی تو نبیندتو نیز چو خویشتن نبینی
۳
ای در دل و جان من نشستهیک جال دو جای چون نشینی
۴
سروی و مهی عجایب تونه بر فلک و نه بر زمینی
صفحهٔ ۱ از ۳