شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۴۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنیشور در میراث‌خواران بنی‌آدم زنی
۲
بارنامهٔ بی‌نیازی برگشایی تا به کیآتش اندر بارمایهٔ کعبه و زمزم زنی
۳
صدهزاران جان متواری درآری زیر زلفچون به دو کوکب کمند حلقه‌ها را خم زنی
۴
بر سر آزادگان نه تاج گر گوهر نهیبر سر سوداییان زن تیغ گر محکم زنی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth