شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۹۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کاسهٔ ما ز سفال است، خوش این مسکینیپنجهٔ ما نبود شانهٔ موی چینی
۲
راه شد بسته به حرفش، که به هم چسبیده‌ستدو لب او چو زبان قلم از شیرینی
۳
نامه را کاغذ ابری کنم از موج سرشکشاید آن طفل قبولش کند از رنگینی
۴
سایه ی لوح مزار است مرا سرو چمنبی قدش می کند از بس به دلم سنگینی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth