خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۹۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لب لعلش ز میگونی لب جام است پنداریبه رویش حلقه های زلف، گلدام است پنداری
۲
فریب آمیز با هرکس نگاهی آنچنان داردکه آن آهوی وحشی با همه رام است پنداری
۳
عجب جمعیتی اهل هوس در محفلت دارندازین تردامنان، بزم تو حمام است پنداری
۴
کلام پخته ای هم در تلاش وصل می بایدهمین سرمایه ی آن نقره ی خام است پنداری
صفحهٔ ۱ از ۲