خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۳۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا که میکُشدم درد آرزومندیطبیب درد منی در بمن چه میبندی
۲
مرا گریز چو از بندگی میسر نیستتو را گزیر نباشد هم از خداوندی
۳
ز بس که غیرت حسنت غیور کرد ای شمعز برق حسن خود آتش به عالم افکندی
۴
گهی چو سرو زدی ریشه در دل و جانمکه خار خار امیدم ز بیخ بر کندی
صفحهٔ ۱ از ۲