شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۳۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو به تیغ کین ز خشمم بسر رکاب آییبخدا که پیش چشمم به از آفتاب آیی
۲
همه دم چو برق تازی بسرم چه گرمیست اینکه بقتل بیگناهی بچنین شتاب آیی
۳
ز سرشک از آن کنارم همه دم پر آب باشدکه تو نوغزال گاهی بکنار آب آیی
۴
تو که گنج حسن و نازی چه شود اگر زمانیبزکوه حسن و خوبی سوی این خراب آیی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth