خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی تجلی نموده حسنت، به چشم وامق، ز روی عذرابه یک کرشمه ربوده چشمت توان یوسف دل زلیخا
۲
سواد مویت شکنج سنبل، صفات رویت ورق ورق گلکشیده مستان قدح قدح مل، ز جام لعلت به جای صهبا
۳
به ملک ایجاد اگر نبودی فروغ مهرت کجا نمودیبه چشم هستی ز بی وجودی، وجود آدم نمود حوا
۴
ظهور خود خواست جمال بیچون، به کسوت غیر ز غیر بیرونگهی در آمد به چشم مجنون گهی بر آمد به حسن لیلی
صفحهٔ ۱ از ۳