خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر بسنجند به حشر اجر شب هجران راغالب آن است که شاهین شکند میزان را
۲
شد زبون زنخت قامت چوگانی منگوی بنگر که همی زخمه زند چوگان را
۳
کفر زلفت اگر این است برآنک که به عنفصادر جزیه به گردن فکند ایمان را
۴
گر به یعقوب رسد نکهت پیراهن توبه صبا باز دهد بوی مه کنعان را
صفحهٔ ۱ از ۳