خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوست دشمن، مدعی داور، وفا تقصیر ماچیست غیر از جان سپاری در رهش تدبیر ما
۲
ازکمند حسن تدبیر رهائی چون کنمچشم گوزچی، چه زنخ، زلف سیه زنجیر ما
۳
ما که آن دیوار کوتاهیم کاندر ملک عشقگر بخواهد نی سواری می کند تسخیر ما
۴
با همه کفر عیان اکنون به دینداری خویشواثقم واثق که زاهد می کند تکفیر ما
صفحهٔ ۱ از ۳