خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتی از بیداد روزی در فغان آرم تراهان مکن کاری که از افغان بجان آرم ترا
۲
گاه دست غیر بوسم گاه پای پاسبانتا به تقریبی سری به آستان آرم ترا
۳
نیستی ذلت خطا خجلت گنه شرمندگیرفتم ای رحمت که چندین ارمغان آرم ترا
۴
عاقبت ای ناله آن کردی که مایل شد به مهرلال گردم بعد ازین گر بر زبان آرم ترا
صفحهٔ ۱ از ۳