خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چهرهٔ دلبر و من گلگون استلیک آن از می و این از خون است
۲
گرنه بر کشتهٔ فرهاد گذشتاسب شیرین ز چه رو گلگون است
۳
خون بود قسمت چشم و لب ماتا لب و چشم بتان میگون است
۴
این شفق نیست که هر شام و سحرخون من در قدح گردون است
صفحهٔ ۱ از ۳