خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز بنهاد به سر خسرو خم افسر خشتعنقریب است که گیتی شود از وی چو بهشت
۲
از تو ای ساغر می، می شنوم بوی بهشتپیر دیرت مگر از خاک خرابات سرشت
۳
دست قدرت چو ز رحمت گل میخانه سرشترقم فیض ازل بر لب پیمانه نوشت
۴
زاهدا راهل بهشتِ تو، بدین خُلق و سرشتهمچو دانم که خدای، خلق نکرده است بهشت
صفحهٔ ۱ از ۳