خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بعد مردن بر کف از لوح مزارم سنگهاستتا قیامت با زمین و آسمانم جنگهاست
۲
گاهم از چشم سیه گه لعل میگون ره زنندلعبتان را در فنون دلربایی رنگهاست
۳
پای جهدم در بیابان طلب فرسوده شدوز بر ما تا به مقصد همچنان فرسنگهاست
۴
نی سرم شد زیب فتراکی، نه تن خاک رهیراستی خواهی، مرا زین زندگانی ننگهاست
صفحهٔ ۱ از ۲