شعر را زندگی کن
خلوتی با یغمای جندقی

شمارهٔ ۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بسکه شب ها آتشم از تاب دل در بستر استکس نداند کین منم یا توده خاکستر است
۲
آه آتش زای من با باد استغنای توچون چراغ بیوه زن بر رهگذار صرصر است
۳
محفلی دارم به سامان طرب دور از تو لیکبرگ رامش دور از آن محفل به سازی دیگر است
۴
خاک مجلس چنگ قامت ناله مطرب غم ندیمدرد ساقی چشم خون پالاشراب و ساغر است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth