خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبها به کشف سِرِّ دهانت به تاب و پیچبردم به روز و راه نبردم مگر به هیچ
۲
نفروشمت به عالم از آن جَعدِ پیچ پیچمویی نه ابلهم که دو عالم دهم به هیچ
۳
نجوای غیر اگر پیِ تَمهیدِ قتلِ ماستما نیز آگهیم چه حاجت به پیچ پیچ
۴
پیدا بود ز زلف تو انجام کار دلسالِک غریب و شب سیه و راه پیچ پیچ
صفحهٔ ۱ از ۲