شعر را زندگی کن
خلوتی با یغمای جندقی

شمارهٔ ۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ترک چشمت چو به خونریزی عشاق آیدنظری کاش نصیب دل مشتاق آید
۲
همه شب سر شکند بر سر سودای جنونبحث زلف تو چو در حلقه عشاق آید
۳
رفتم از کعبه به بتخانه و حیرت زده امچون غریبی که سوی شهر ز رستاق آید
۴
بت بلا فتنه چمن ماه ملک حور پریهر چه گویم همه نسبت به تو اغراق آید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth