خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کنم چاک به کوی تو گریبانی چندروزگاری زده ام دست به دامانی چند
۲
جز دل من که خورد زخمه از آن کاکل و زلفنشنیده است کسی گوئی و چوگانی چند
۳
در لگدکوب بتان خاک دلم رفت ببادچه کند یک ده ویرانه و سلطانی چند
۴
در سیه سلسله دل های غریبش گوئیشب قدر است و بهم جمع پریشانی چند
صفحهٔ ۱ از ۲