شعر را زندگی کن
خلوتی با یغمای جندقی

شمارهٔ ۱۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خسرو حسن تو جائی زده بر خرگه نازکه به صد واسطه آنجا نرسد عرض نیاز
۲
سفر کعبه کنم تا به خرابات رسمزانکه سالک به حقیقت رسد از راه مجاز
۳
ختم کردم سفر زلف بتان تا چه شودشب تاریک و محل خطر و راه دراز
۴
هر که آن خال سیه دید و لب میگون گفتعاقبت فرش ره میکده شد سنگ حجاز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth