خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۱۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه آن دیبای گلناری است بر سرو خرامانشکه دست خون ناحق کشتگان بگرفته دامانش
۲
سپاه خط مگر بر کشور حسنش شبیخون زدکه بر گیسو شکست افتاد و بر گردید مژگانش
۳
سراپا خاکیان مستند یا مخمور پنداریبنای آدم از لای ته خم بود بنیانش
۴
میارا بر به مشکین طره ترسم ظالمی گویدکه بگرفته است دود آه مظلومان گریبانش
صفحهٔ ۱ از ۲