شعر را زندگی کن
خلوتی با یغمای جندقی

شمارهٔ ۱۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بسته شد راه تفرج باغ را از پیش و پسناگوارا رامش بستان، خوشا رنج قفس
۲
بر رخ آری بسته خوشتر بوستانی کاندر اولاله و گل باز نشناسد کسی از خار و خس
۳
دوده شمع است و آتش توده کاه است و بادمر مرا محسوس اگر بر لب زدل خیزد نفس
۴
سیب اگر آن است و نار این تاخت خواهد کو به کویمیر ترک آموز را چون کودکان بلهوس
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth