خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۱۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دانی از بهر چه ته جرعه فشانند به خاکتا به هوش آید و مستانه کند خدمت تاک
۲
دجله دور است و مرا وقت نه ای شیخ مزنبر گریبان می آلوده من دامنپاک
۳
باده تلخ گواراست نه حلوا چه عجبذوق این خرمگسانش نکند گر ادراک
۴
نهی منکر مکن ای شیخ و ملولم مپسندکه نه انصاف بود می به قدح من غمناک
صفحهٔ ۱ از ۳