شعر را زندگی کن
خلوتی با یغمای جندقی

شمارهٔ ۱۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتم که به خاک و خون نشستماز تیر تو گفت مزد شستم
۲
گر جز تو صنم مرا خدایی استدر مذهب عشق بت‌پرستم
۳
دورِ فلکم فکند از پایای ساغر می بگیر دستم
۴
کردم مژه دجله بو کز آن بحرافتد چو تو ماهی‌یی به شستم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth