شعر را زندگی کن
خلوتی با یغمای جندقی

شمارهٔ ۱۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه بارهاست به دوش از سبوی باده‌فروشمکه بار منت سجاده بر گرفت ز دوشم
۲
صلاح و تقوی و پرهیز و عقل و دانش و هوشمبه جرعه‌ای تو بخر‌، زاهدم اگر نفروشم
۳
به زلف و کاکلم ای خواجه گر سری است ببخشاکه این دو سلسله را من غلام حلقه‌به‌گوشم
۴
گواه مستی و هشیاری این نه بس که تو واعظمرا ز عربده کشتی و من هنوز خموشم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth